بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
باران یعنی زندگی
باران یعنی زندگی
خاطرات باران خانم

تولد دختر گلم در پنجم فروردین ماه به خوبی و با همکاری باران خانوم  برگزار شد .

تم تولد یکسالگی باران کیتی بود و مامان و بابا تمام سعی خودشون رو کردن که همه چی عالی باشه .

و حالا یه گزارش تصویری از تولد یک سالگی :

 



ادامه مطلب...

موضوع : | بازدید : 80 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 22 فروردين 1391 و ساعت 17:57 توسط مامان الی

دخترکم یکساله شدی .

سال گذشته تو ایام عید منتظر اومدنت بودیم و حالا یکساله شدی و داری تو خونمون راه میری و می خندی و با شیرین کاریات دل همه رو  میبری .

وقتی با لبای خوشگلت مامانی رو بوس میکنی میخوام دنیا وایسه و اون لحظه تموم نشه مهربون مامان .

خدایا هزاران هزار بار شکرت که بارانی دارم با هوش و سرشار از انرژی و سالم .


موضوع : | بازدید : 32 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 22 فروردين 1391 و ساعت 17:38 توسط مامان الی

دختر گلم

در اواخر نه ماهگی اولین مروارید قشنگت در اومد تا آغازی باشد برای خوردن و جویدن .

توی دیماه بود که دستای کوچولوت رو به مبل میگرفتی و می ایستادی و سعی میکردی که قدم برداری انشااله قدمای بزرگ تو زندگیت برداری که این ارزوی مامانی و بابایی هست.

اولین مسافرت دختر نازم هم توی دیماه بود . سفری به خوزستان و دیدن شهر های اونجا . دختری ما در طول سفر کاملا نجیب و اروم بود که ما اصلا حس نکردیم یه کوچولوی ده ماهه همراهمون هست .

باران خانوم در ششم بهمن ماه پسر عمو دار شد . محمد فرشاد پسر عمو علی.

گل نازم  دهم بهمن ماه برای اولین بار بدون کمک گرفتن از جایی ایستاد و بیستم بهمن ماه راه رفت

چه لحظه ناب و قشنگی بود  چه برقی میزد چشمای نازت انگار خودت هم فهمیده بودی که چه کار بزرگی کردی .

دخترکم این کلمات رو تا قبل از یکسالگی بخوبی میگفت :

 مامان  - بابا - عمه - امیر - جیزه - اجازه - ددر - به به .

تا تلفن زنگ میخورد به طرفش میدوید و میگفت ائووووووووو و لی لی حوضک رو کف دستش نشون میداد .

 

 


موضوع : | بازدید : 27 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 22 فروردين 1391 و ساعت 17:32 توسط مامان الی

خب به سلامتی من که باران خانوم باشم اولین شب یلدام رو گذروندم جاتون خالی رفتیم خونه بابا جواد و مامان زری و حسابی خوش گذشت .

منم هر کاری دلم خواست کردم آخه میدونین که خونه مادر بزرگ و پدر بزرگ آزادی مطلقه البته پسر عمه جانم آقا طاها هم در تمامی موارد با من همکاری کامل رو داشت  آخییییییییییش

مامانم هم بیسکوئیت درست کرده بود و با اجیل و نقل و سایر تنقلات بسته بندی و تزئئین کرده بود و به هر نفر یه دونه داد .

خلاصه که شبی بود شب یلدا .

دو شب قبلش هم سالگرد ازدواج مامان و بابام بود و من یه دل سیر بیرون رفتم و حسابی گشتم ولی این والدین عزیز من نمیذارن من هر چی دلم میخواد بخورم منم نمیذاشتم اونا غذاشون رو بخورن خلاصه اوضاعی بود ...

در آخر هم عکسهای شب یلدام رو میذارم برای ثبت در تاریخ :

و اینم بسته های هدیه ای که مامانیم درست کرده بود :

 


موضوع : | بازدید : 93 مرتبه
نوشته شده در تاريخ جمعه 2 دی 1390 و ساعت 18:22 توسط مامان الی

 


موضوع : | بازدید : 123 مرتبه
نوشته شده در تاريخ جمعه 2 دی 1390 و ساعت 18:21 توسط مامان الی

سلام

به سلامتی من یعنی باران خانوم هشت ماهه شدم .

میخوام کارهایی که تو این ماه کردم رو براتون بگم :

چهار دست و پا و به سرعت تمام خونه رو زیر پا میذارم .

دستم رو به همه جا میگیرم و بلند میشم .

عاشق رفت و امد به آشپزخونه ام و هی میرم و میام .

تو آشپزخونمون یه جایی هست که بابا و مامانم بهش میگن کف شور من هم خیلی دوست دارم کشف

کنم اونجا چیه ولی مامان و بابا نمیذارن دست بزنم همش جلوی تحقیقات منو میگیرن .

دستم رو به مبل میگیرم و تاتی تاتی میکنم .

در پایان هم طبق روال همیشکی عکسهای هشت ماهگی :

باران در حال خانه گردی و کشف هر آنچه در خانه هست  :

 

و

ایستادن من در جاهای مختلف :

 

و در پایان باران در حال اقدام به کمک به مامانی:

 


موضوع : | بازدید : 107 مرتبه
نوشته شده در تاريخ جمعه 11 آذر 1390 و ساعت 18:46 توسط مامان الی

باران هفت ماهه شد،زمان مثل برق و باد گذشت و دختر قشنگ ما داره یواش یواش خانوم تر میشه .

مراسم هفت ماهگی اینبار خونه خودمون بود و با حضور عمه و دایی هومن و طاها برگزار شد این ماه هم براش کیک پختم و کلی خوش گذشت .

تو این ماه باران کارهای زیادی رو یاد گرفته که انجام بده :

تا باباش از در میاد تو ذوق میکنه و بابایی میگه و دردر رو هم بخوبی بیان میکنه و شدیدا ددری هست .

تو این ماه برای اولین بار 4 دست و پا رفت و الان دیگه همش اینور و اونور میره عاشق سرامیک هست و تمام سعیش رو میکنه که از روی فرش خودش رو به سرامیک برسونه و بازی کنه مخصوصا زیر میز ناهارخوری.

این هم چند تا عکس از هفت ماهگی :

باران خانوم شیطون بلای خوش خنده :

دختر فشن :

 

خانوم متفکر :

چهار دست و پا رفتن :

موش موشک زیر میز ناهارخوری:

و حسن ختام عکسهای هفت ماهگی .........

باران در لباس زمستانی


موضوع : | بازدید : 148 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 آبان 1390 و ساعت 22:48 توسط مامان الی

باران این کارها رو یاد گرفته :

- دست دستی میکنه و خودش کلی ذوق میکنه

- وقتی کسی لباس می پوشه و میخواد بره بیرون با صدای بلند دردر دردر  میکنه

- کتاب رو دستش میگیره و نگاه میکنه و با صدای بلند آواز می خونه

- با پازلش بازی میکنه و اسم تمام قسمتای پازلش رو میشناسه

- اسمش رو میشناسه و وقتی صداش کنی بر میگرده و میخنده

- به تنهایی با تاتی رو راه میره و مثل قویترین مردان ایران فریاد میزنه

اینم چند تا عکس از پازل بازی و راه رفتن با تاتی رو :

 


موضوع : | بازدید : 88 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 مهر 1390 و ساعت 23:58 توسط مامان الی

روز جمعه هشتم مهر ماه باران خانوم شش ماهه شد .

به همین مناسبت مامان الی براش یه کیک درست کرد و باران و کیکش با هم رفتن خونه مامان اکرم تا اونجا جشن نیم ساله شدنش رو جشن بگیره

کلاه بوقی بهش میاد نه ؟؟؟؟؟؟؟

باران خانوم اون روز خیلی هم خوشحال بود ببینید:

اینم کیک تولد باران

 

 ایشون یه اپرا هم اجرا کردن :

بعد از اپرا ناخنک زدن به کیک هم حالی میده میگین نه امتحان کنین


موضوع : | بازدید : 102 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 11 مهر 1390 و ساعت 20:11 توسط مامان الی

روز پنج شنبه اول با بابایی و مامانی رفتیم فروشگاه خرید کردیم و من دختر خیلی خوبی بودم .

بعدش رفتیم نمایشگاه مادر و کودک و نوزاد

نمیدونین اونجا چه قدر جذاب بود برام

جشنواره ای از رنگ و موسیقی و من توی آغوشی تو بغل بابام بودم و لذت میبردم

اینقد نی نی بود اونجا از نی نی 5 روزه تا نی نی های بزرگتر 

تو یه غرفه بهم یه بادکنک دادن که من علاقه داشتم نی بادکنک رو تو دهنم بکنم ولی بابایی نمی ذاشت من هم برای نشون دادن اعتراضم بادکنک رو محکم تکون میدادم و تو صورت بابایی می زدم

خلاصه که بهم خیلی خوش گذشت و برام یه تاتی رو گرفتن که به جای روروئک ازش استفاده کنم

منم خیلی دوسش دارم  بهم اجازه میده که دستامو بهش بگیرم و سر پا وایسم . مامانی میگه اعتماد به نفسم رو تقویت میکنه  اینم عکساش

این بود خاطره من از رفتن به نمایشگاه کودک و مادر و نوزاد.


موضوع : | بازدید : 100 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 20 شهريور 1390 و ساعت 0:18 توسط مامان الی
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

كد ماوس